قصه باف

Image Post
داستان دختر خجالتی
هر روز نقاشی‌ها و قصه‌های کوتاهی به قلم کودکان برای قصه باف ارسال می‌شود. ما آن‌ها را با شما عزیزان به اشتراک می‌گذاریم. شما هم می‌توانید قصه‌های خود را برای ما ارسال کنید.

قصه باف: قصه امروز از تینا طباطبایی نه ساله

یکی بود یکی نبود. توی این شهر بزرگ سه تا دختر کوچولو با هم دوست بودند.

النا، سحر و روژین.

روژین یک دختر خجالتی بود و النا و سحر از این موضوع خیلی ناراحت بودند.

یک روز آنها تصمیم گرفتند بین خودشان مسابقه‌ای برگزار کنند تا روژین خجالتی، دست از خجالتی بودن بردارد.

توی مسابقه هر کس باید هنر نمایی می‌کرد.

دخترها چند نفر از دوستانشان را هم دعوت کردند. آن روز النا خودش را شبیه دلقک‌های سیرک کرد و دوستانش را حسابی سرگرم کرد.

سحر هم یک لباس پری دریایی پوشید و ادای پری دریایی را درآورد.

اما روژین فقط لباسش را تغییر داده و گوشه‌ای گز کرده بود.

النا که دختر با هوشی بود یواشکی به دوستانش گفت: روژین را بخاطر این که لباس زیبا وساده‌ای انتخاب کرده تشویق کنید.

وقتی بچه‌ها برای روژین دست می‌زدند و او را تشویق می‌کردند، روژین سرش را بالا گرفت.

در حالی که چشمهایش اشکی شده بود سمت دوستانش رفت و از همه تشکر کرد.

  1. بسیار لذت بردم هم از نقاشی هم از داستان کوتاه که همه آنچه که باید رو بیان کردند قدرت بیان و استفاده از کلمات در این داستان کوتاه برای یک دختر ۹ ساله بی نظیر و شگفت انگیزه امیدوارم شاهد موفقیت‌های روز افزون این دختر توانمند و باهوش باشم

لطفا شکیبا باشید...
خطا

لطفا دیدگاه خود را بنویسید